X
تبلیغات
مهدی سلمانی - هخامنشیان و علل ضعف آن ها
علمی-فرهنگی-آموزشی-شخصی
علل سقوط هخامنشیان 
 
هنگامی که وقایع ان روزگار را پی می گیریم و سرانجام به فرجام کار می رسیم ، جز تاسف ، شگفتی وعبرتی که از زمانه می اموزیم چیزی برایمان باقی نمی ماند . 
 از دلایل سقوط هخامنشیان میتوان علل زیر را برشمرد :     
 1- فرسودگی دو قدرت : دو قدرت شرق و غرب ، ایران و یونان ( اتن و اسپارت ) در حدود دو قرن بر سر بدست اوردن تفوق نهایی با یکدیگر جنگیده بودند ( خواه جنگ تن به تن و سلاح به سلاح  و خواه به تحریکات و دسیسه ها ) . اتن و اسپارت بر اثر همین دو نیروی تخریبی فرسوده و خسته شده بودند و اساس حکومتشان متزلزل شده بود . فرسود گی از عوامل مهم نابودی حکومت ها است . امپراتوری هخامنشی نیز در کمال قدرت ظاهری ، به فرسودگی  و سستی باطنی گراییده بود .
2- تابعیت اقوام و ملل گوناگون : حکومت هخامنشی از اقوام و مللی تشکیل یافته بود که که هریک در زمانی صاحب قدرت و تمدن و ثروت بودند و مسلم بود که این ملل تا ب تحمل تابعیت از حکومتی بیگانه را نداشتند و هر گاه از سوی حکومت احساس ضعف و سستی می کردند و یا ان را در جبهه ای گرفتار می یافتند دم از خودسری و استقلال می زدند که  بهترین نمونه ان مصر بود . این مسئله نه تنها نیروی مالی حکومت را  تضعیف می کرد که جبران ان به وسیله مردم تابع و تحمیل مالیات های جدید انجام می گرفت ، بلکه ملل تابع را نیز خسته و فرسوده می کرد . همچنین این اقوام و ملل ، از یک سو هنگام هجوم مقدونی ها برایشان تفاوتی نداشت که تحت سلطه این یا ان حکومت باشند و از سوی دیگر از شکست حکومت سلطه گر شادمان شده ، می اندیشیدند که شاید بتوانند با استفاده از اوضاع آشفته استقلال گذشته خود را بدست اورند . 3
 – قدرت ساتراپ ها در ایالات : در اواخر عهد هخامنشی قدرت ساتراپ ها به حدی رسیده بود که  چون فرمانروایی مستقل در حوزه ماموریت خویش حکومت می کردند. انان اغلب در کار فرماندهان سپاه ، دخالت می کردند و اختلاف سلیقه و نظرات مختلف سبب اخلال در امور جنگی می شد . با وجود دستورهای قاطع و شفاف از مرکز ، برای اخذ مالیات ، گاه بر مردم تابع فشار اورده ، انان را بیش از پیش ناراضی می کردند . بدین ترتیب عدم هماهنگی ساتراپ ها و فرماندهان سپاهی و نیز عدم رضایت مردم غیر ایرانی از ورود در جنگ  سبب اختلال در نبردها می شد.
4- تجمل و شکوه درباری : شکوه و جلال و وفور نعمت در پنج پایتخت امپراتوری و سایر شهرها ، مجال جولان در عرصه های نبرد را از فرمانروایان و فرماندهان سلب و تجمل و عیش و نوش های شهری ، نیروی بدنی و ارادی پارس ها را ضعیف کرده و قدرت و تحرک را تا حد بسیاری از انان گرفته بود . این شکوه و بزرگی در دسته بندی سپاه نیز تاثیر گذاشته بود . به طوری که هنوز در نیمه اول عمر حکومت ، یکی از علل شکست ایران در برابر یونان ، سنگینی بیش از حد الات جنگی و تعداد بیش از حد سپاه و نمایشی بودن ان بود که به مرور زمان به همان نسبت بر غلظت ان افزوده می شد .
 5- غرور و عدم اگاهی : هخامنشیان در این اندیشه نبودند که دشمن ، مقدونی های کوهستانی ، پر تحرک و ماجراجویی اند که در جستجوی سرزمین های اباد و متمدن ، از هیچ مانعی نمی هراسند . هر چند ایرانی ها از دشمن بی خبر بودند ، دشمنان از اوضاع انان بدرستی اگاه بودند . این عدم اگاهی ، بر اثر نخوت و غروری بود که از عظمت امپراتوری هخامنشی ناشی شده بود و در مقابل ، اگاهی اسکندر و یارانش از نوشته های مورخان یونانی درباره ایران ، به دنبال جهان بینی وی و امد و رفت های شخصیت های یونانی به دربار هخامنشی به دست امده بود . 6
- ضعف فنون سپاهی گری : در نیمه دوم حکومت به جای سپاهیان ، طلاها یا به قول اژزیلاس فرمانده اسپارتی (( کماندارانی که بر سکه های طلای هخامنشی نقش بسته بودند )) جنگ می کردند و این روش دستگاه سپاهیگری پارسی را سست و کم تحرک و نیز از فنون جنگی جدید بی اطلاعشان کرده بود . عدم سپاهی مجهز به فنون جنگی جدید در هریک از ایالات سر راه ، عدم فرماندهی صحیح ، نحوه جنگ های محلی و پراکنده به جای یک نبرد بزرگ در ابتدای جنگ که می توانست از همان اغاز جلو مهاجمان را سد کند ، عدم تمرکز قوا و غرور فرماندهان که اوضاع را بسیار کوچکتر و کم اهمیت تر از انچه بود می انگاشتند ، فنون جنگی اشتباه که فیل را در برابر زوبین انداز و ارابه های جنگی را در برابر سربازانی که سلاحشان سپر و نیزه بود قرار می دادند و سر انجام اینکه یونانی ها جنگ ها را به کوره راهها و بی راهه ها و نقاط تنگ می کشاندند که کار را مشکل می  کرد . پیاده نظام اسکندر ، دارای سپرهای بزرگ و زوبین های بلند بود ، در حالی که پیاده نظام هخامنشی ، سپرهای کوچک و زوبین های کوتاه داشت . همچنین اختلات سپاهیان از نژادها و اقوام گوناگون که از فنون جنگی یکنواخت بی اطلاع بودند و در راه هدفی ناخواسته می جنگیدند کار فرماندهی را پیچیده تر می کرد .
7- کوچک شمردن دشمن :  هنگامی که چگونگی نبردها  را دنبال می کنیم می بینیم که مقدونیها بهچشم ایرانی ها حقیر و بی مقدار می نمودند ، تا به آن حد که هرچه جلو می آمدند باز هم اهمیتشان نمایان نمی شد، زیرا هخامنشیان از چنان  قدرت وشوکت و صلابتی برخوردار بودند که تصور می کردند شکست ناپذیرند و در گستره امپراتوری خود ، هربار می اندیشیدند که نبردی که درگرفته ، جنگی محلی و به دنبال ان تحمل یک شکست محلی است که دیگر بار تکرار نخواهد شد. برعکس مقدونی ها به خوبی بر اهمیت موضوع  واقف بودند  و نبردها را به گونه مرگ و زندگی تلقی می کردند ، مقدونی ها برای خود برگشتی نمی یافتند در حالی که ایرانی ها در خانه خویش می جنگیدند .
8- ضعف تشکیلاتی و سازماندهی : از نیمه دوم عمر حکومت تشکیلات منسجم و قوی اداری-سپاهی که داریوش کبیر در ابتدای کار برقرار کرد و بر اصل تمرکز و قانونمداری استوار بود بتدریج کم رنگتر و کم رونق تر شده به سوی عدم تمرکز و عدم تمکین از یک نیروی واحد سوق داده می شد ، مانند شورش کورش صغیر  و شاهزاده مگابیز که از همین مساله نشات گرفته بود . اسکندر در پایتخت های هخامنشی و شهرهای دیگری که می گشود ، با ابادی و خزاین پر روبه رو می شد که شگفتی او  وهمراهانش را برمی انگیخت . او با تقسیم مقداری از ان غنایم  بین یاران و سپاهیان ، که چشم ها را خیره می کرد و دل ها را قوت می بخشید ، سبب تقویت روحی انان می شد و نیز با صرف مقداری دیگر برای مخارج  سپاهی و اندوختن  برای پشتوانه پیشروی های بعدی ، اوضاع را بر هخامنشیان دشوارتر می کرد . بدین ترتیب هخامنشیان برعکس بسیاری از حکومت ها بر اثر ضعف اقتصادی شکست نخوردند  ، بلکه در نهایت ثروت و مکنت ، ضعف تشکیلاتی و فرسودگی دستگاه های اداری و سپاهی ضربه کاری بر انان وارد امد .
9- عدم کارایی دستگاه اطلاعاتی ( چشم و گوش های شاه ) : در ابتدای  حکومت این دستگاه به درستی و راستی عمل می کرد اما بتدریج با دسیسه های داخلی  از مسیر خود منحرف شد ، یعنی گاه به نفع قدرت های محلی یا دیوانسالاران یا خبر ها را به موقع نمی رسانید یا انها را تحریف شده تحویل می داد و دستگاه مرکزی را از انچه در خارج یا داخل کشور می گذشت به انحراف می کشانید و گمراه می کرد .  
                                              
 منبع : کتاب تاریخ ایران باستان . تالیف دکتر شیرین بیانی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 18:57  توسط مهدی سلمانی  |